تبليغاتX
خط فاصله

بسم الله


رسانه ها ، خبرگزاری ها ، سایت ها ، روزنامه ها ، تریبون ها ، راهروی ادارات ، گپ و گفت های خودمانی ، جلسات رسمی و غیر رسمی  و مکان ها و مجال هایی از این دست ، همه و همه فرصت های خوبی است برای این که گزارش کارها ارائه شود  ، موفقیت ها و ثمرات تلاش ها به گوش همگان برسد تا مردم از خدماتی که به آن ها ارائه شده است آگاه شوند ؛ ولی نعمتان از تلاش خادمانشان دلگرم شوند و امید و نشاط در جامعه روزافزون شود .

اما همیشه اوضاع به این خوبی پیش نمی رود ، گاهی اوقات  شیطان عداوت و بغضا را افسار نفس اماره کرده و سواری را شروع می کند ، فرصت ها تبدیل به تهدید شده و جرقه ای برای حبط تمام اعمال و خدمات می شود.

گاهی یک انتقاد غیر منصفانه  ، یک سنگ اندازی در مسیر فعالیت ها ، یک اظهار نظر غیر کارشناسی ، یا شاید هم قرار گرفتن یک متهم در مقام مدعی و یا تهمتی ناگوار سخت بر انسان سنگینی می کند و آنچنان کامش را تلخ می کند که شیرینی تمام خدماتش را از یاد می برد .

و این چنین شرایط برای پاتک آماده می شود ؛ آن هم در میدانی که موفقیت فقط از آن حزب شیطان است ! این جاست که صداها بلند می شود و به رخ کشیدن ها شروع می شود . استهزا ، افترا ، کتمان حقایق ، دروغ ، غیبت و سایر ابزارهای شیطان ، اعمال را حبط ، امیدها را ناامید و  اعتمادها را به شک تبدیل می کنند . جای حب را بغض می گیرد و جای مودت را کینه و به کل نقض غرض می شود!

تامل در چرایی و چگونگی این قضایا که برای بسیاری از ما پیش آمده است ؛ پرده از یک فراموشی بر می دارد یا به عبارت بهتر انتخاب بین دو فراموشی .

این که اجازه بدهیم صحبت های مغرضانه یا جاهلانه ، اعمال و خدماتمان را به فراموشی بسپارند یا این که به هر قیمتی جلوی این فراموشی را بگیریم حتی به قیمت فراموش کردن تمام اهدافمان !

غافل از آن که کسی (( لا تاخذه سنه و لا نوم )) اعمال و خدمات ما را نظاره کرده است و خوشا به حال آنان که در آسمان ها مشهورتر از زمین اند .


گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت


برچسب‌ها: رسانه ها, سایت ها, انتقاد غیر منصفانه, اختلافات, افترا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 22:11 توسط علیرضا ثبتی |

 بسم الله

روز موعود فرا رسید . روز رقابت و روز انتخاب . انتخاب و رقابتی که برنده  و بازنده بودن در آن به نتیجه نیست به نیت هاست و به عملکردها .

 در مشهد برای این انتخاب و رقابت بزرگ شاید حدود  30 برابر نمایندگان مورد نیاز ، نامزدهای واجد شرایط وجود داشت ، نامزدهایی ...

با خصوصیات مختلف : زن و مرد ، پیر و جوان ، خنده رو و عبوس ، خوش تیپ و بی قواره ، بی پول و سرمایه دار

با توانایی های گوناگون : استاد دانشگاه و حوزوی ، پزشک و حقوقدان ، مهندس و اقتصاددان ، کارشناس فرهنگی و مدیر اجرایی

با سلایق سیاسی متفاوت : اصولگرا و اصلاح طلب ، تحول خواه و متحجر ، نواندیش و واپسگرا ، ولایی بی ادعا و ولایت مدار نو ظهور

با تبلیغات رنگارنگ : دست بسته و در حال تفکر ، پیراهن صورتی و یقه های دیپلمات ، ایستاده و نشسته

با لیست های متعددی که تعداد آن از 15 هم گذشته بود : متحد و متفرق ، پایدار و واداده ، متخصص و بی سواد ، جهادی و نازپرورده ، آبادگر و ویرانگر

ملاک های انتخاب روشن و طیف های متنوع نامزدها هم موجود، انتخاب اصلح آسان به نظر می رسید اما انگار هر چه بیش تر جست و جو می کردی ، کم تر پیدا می کردی !

هر چه بیش تر بررسی می کردی دایره ی نامزدهای اصلح کوچک تر می شد ، هر چه سوال می کردی ، می شنیدی ، می خواندی و مشورت می کردی ؛ انتخاب هایت محدودتر می شد تا آنجا که شاید اگر نبود توصیه ی رهبری عزیز که از حداکثر حق خود استفاده کنید شاید یک یا دو انتخاب بیش تر نمی ماند .

 

برگه ی رای را که می نوشتم ، دستم می لرزید ، خدایا چقدر جای شهدا خالیست ؟ خدایا جای نام دیالمه روی برگه رای من خالیست ؟!



* پی نوشت :

الحمدالله با هدایت های امام خامنه ای عزیز و بصیرت مردم ایران حضور حداکثری در انتخابات محقق شد انشاالله که منتخبان ملت همان طور که مردم می خواهند گوش به فرمان رهبری عزیز باشند.


+ نوشته شده در شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 10:47 توسط علیرضا ثبتی |

بسم الله

رب اوزعني ان اشكر نعمتك التي انعمت علي و علي والدي و ان اعمل صالحا ترضاه و ادخلني برحمتك في عبادك الصالحين

نظم و تنظيم واﮊه هاي آشنايي كه شايد زيادتر از خيلي واﮊه هاي ديگر به كار ببريم . اما بي آنكه به معنا و كاربرد راهبردي آن در متن زندگي خود توجه چنداني داشته باشيم . كافي است گيرنده تلويزيوني ، تلفن همراه يا رايانه شخصي ما در كارآيي خود دچار اختلالاتي شود ، اولين چيزي كه به ذهنمان مي رسد تنظيمات آن است يعني نظم دادن مجدد به نرم افزارها .

اما چه بسيار اوقاتي كه كارآيي و اثربخشي وجودمان تا حد قابل توجهي تنزل پيدا مي كند اما همّ و عزمي براي تنظيمات خودمان نداريم . انگار فراموش كرده ايم كه پيچيده ترين مخلوقات جهان ، پيچيده ترين نظم را دارد .

گاهي هم براي تنظيمات آن خودمان دست به كار مي شويم يا از خودمان ناشي تر را راهنماي تنظيمات خود مي كنيم .

در حالي خدا و رسولش و اهل بيت عليهم السلام بر ما ولايت دارند .


ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید    هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند

ای گدایان خرابات خدا یار شماست    چشم انعام مدارید ز انعامی چند

پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش    که مگو حال دل سوخته با خامی چند

حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت    کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند

 


* پي نوشت :

- گاهي احساس مي كنم كه اصلا تنظيم نيستم و گويا عاملش هم خودم هستم!

- بارها مطالبي به ذهن آمد ، تايپ هم شد اما مشكلات شخصي و برنامه هاي تنظيم شده و تنظيم نشده مجالي براي آپديت وبلاگ نمي گذارد .

- التماس دعا


+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 0:32 توسط علیرضا ثبتی |

بسم الله

 

گاهي وقت ها بگذار تنها باشي ،  تنهاي تنها . انگار كه هيچ صدايي را نمي شنوي و هيچ چيزی را نمي بيني . اصلا سعي نكن كه فكرت را روی يك موضوع خاص متمرکز كني ، حتي به اغتشاش فكرت هم فكر نكن . به افكار ضد و نقيضت هم فكر نكن ... تكثرهايي كه تو را با خود همراه ساخته اند و آرزوهاي بلندي كه مجالشان را نداري .

گاهي وقت ها مراقب اموالت نباش ، گاهي فراموشي بگير و اموالت را گم كن . خودرو؟ نه ! تلفن همراه ؟ نه ! حتي شده يك تسبيح ! ... تعلقاتي كه دست و پايت را بسته است .

گاهي وقت ها به جاي خوابيدن روي تخت خواب گرم و نرم ، ملحفه اي روي زمين پهن كن . روي زمين نه روي فرش 500 شانه پهن كن! ... به ضعف بدنت و درد استخوانهايت فكر كن .

گاهي وقت ها فقط سه قاشق غذا كم تر بخور ، يك بار كه دستت به سمت خوردني مورد علاقه ات مي رود ، دستت را عقب بكش ... لذت هاي حقيري كه خوارت كرده اند .

گاهي وقت ها كه در مجلس دوستان گل مي گويي و گل مي شنوي ! به كلام خدا هم فكر كن (( اقبل بعضهم علي بعض يتساءلون )) . به سوالي كه در قیامت از دوستانت خواهي پرسيد فكر كن !

 

گاهي وقت ها كه فكر مي كني .... به رفتنت هم فكر كن .

 

در نظر بازي ما بي خبران حيرانند / من چنينم كه نمودم ، دگر ايشان دانند

مفلسانيم و هواي مي و مطرب داريم / آه اگر خرقه پشمين به گرو نستانند

           

التماس دعا                            

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 0:38 توسط علیرضا ثبتی |