استقامت در راه انجام تکالیف الهی ، صراط مستقیم
به نام خدا
آیات 20 تا 26 سوره مائده اشاره به زمانی دارد که حضرت موسی (ع) به قوم خود می گوید به سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر کرده است در آیید و در پیکار دشمنان به عقب بازنگردید و آنان در پاسخ گفتند در آنجا مردمی زورمند و سلطه گر وجود دارند و ما هرگز وارد آنجا نمی شویم تا آنها از آنجا خارج شوند و حتی کار را به جایی رساندند که گفتند :{فاذهب انت و ربک فقاتلا ان ههنا قاعدون }
پس تو و پروردگارت بروید و با آنان بجنگید که ما همین جا نشسته ایم .و البته به خاطر این تمردشان مجازات الهی را چشیدند از طرفی در آیه 30 سوره فصلت خداوند می فرماید : همانا کسانی که گفتند پروردگار ما خداست سپس بی هیچ انحرافی بر این سخن ثابت قدم ماندند (مقاومت کردند ) فرشتگان با این پیام بر آنان فرود می آیند که نترسید و اندوه مدارید و مژده باد شما را به بهشتی که آن را به شما وعده می دادند .
آری رسم الهی اینچنین است در مورد کسانی که در راه خدا و تکالیف الهی مبارزه و استقامت می کنند ونیز کسانی که کاهلی میکنند و فقط از خدا می خواهند که همه چیز را خودش برای آنان مهیا سازد . البته ما در مسیر الهی مامور به تکلیفیم نه نتیجه ! یعنی وقتی خدا و رسولش و اولیای او تکلیفی برای ما مشخص کرده اند نباید بگوییم نمی شود یا زمینه ی فلان کار نیست بلکه باید به خدا توکل کرده و جلو برویم و مقاومت کنیم .
بعضی می گویند چون در عصر غیبت امام زمان ارواحنا فداه هیچ حکومتی نمی تواند عدالت کامل را برقرار کند پس نباید حکومتی اسلامی تشکیل داد و ما هیچ کس و هیچ حکومتی غیر از امام زمان ارواحنا فداه را قبو ل نداریم !
از آنها سوال می کنم که تکلیف اجرای احکام و حدود الهی در جامعه چه میشود ؟ تکلیف اجرای عدالت اجتماعی چه می شود ؟ آیا مسائل و نزاعهای خود را به پیش طاغوتیان ببریم ؟ چگونه مدل زندگی مهدوی را به جهانیان معرفی کنیم ؟آیا اگر ما حکومتی اسلامی (حتی با فرض وجود نقاط ضعف ) تشکیل ندادیم، جامعه و کشور بدون حاکم می ماند یا بهائیان و لائیک ها و ضد دین ها بر ما حاکم میشوند ؟و؟؟؟؟
یا شاید هم استدلال بالا فقط لقلقه ی زبان است و مانند قوم موسی (ع) می ترسند و می گویند امام زمان (عج) آقا جان تو بیا و دنیا را گلستان کن و ما پشت سر تو حرکت خواهیم کرد!
اما کسانی که از استقامت و مبارزه در راه ولایت و تکلیفی که خدا برایشان مقدر کرده کوتاهی می کنند و با صراط مستقیم و مبارزه بیگانه اند و دین راحت طلبی و گوشه نشینی و بی تفاوتی را اختیار کرده اند و تمرین و امتحانی نداشتند چه طور می توانند در هنگامه ی ظهور و قیام مولایمان که با سختی ها و فتنه ها همراه است به یاری او بشتابند؟!
آیا این تفکرات، همان اسلام بی خطر مورد نظر دشمنان خدا که به جامعه و اداره آن و به سیاست و حکومت سلطه گران و بی عدالتی و نابود شدن مظلومان کاری ندارد، نیست؟ آیا این همان نسخه آمریکایی اسلام نیست ؟
به نام خدایی که در این نزدیکی است...