مواضع متقابل امام خمینی (ره) و انجمن حجتیه


به نام خدا

چندی پیش در وبلاگ مرزبانان که منتسب به انجمن حجتیه است ، انتقاداتی راجع به عدم درک صحیح انجمن در برخی بزنگاههای تاریخی از مسایل اجتماعی و همچنین عدم التزام بخشی از ایشان به ولایت فقیه در قسمت نظرات این وبلاگ نوشتم .

اما بعد متوجه شدم که شخصی به اسم من نظر گذاشته و نوشته است که : از این که بی مطالعه حرف زدم معذرت می خواهم و این ها از امام خمینی (ره) تاییدیه ها دارند و..

شخصی هم نوشت که شما غیر مستند حرف می زنید و آیا از امام خمینی (ره) بالاترید که دو نوبت حجتیه را تایید کرد و نوشت که شما از ولایت بی بهره اید و چه و چه و چه !

اما بعد از این که مستنداتی از فعالیتهای ایشان ارائه کردم ، در نظر بعدی لحن عوض شد و در پایان نوشتند که برای شما عزیزان آرزوی آگاهی و رشد دارم موفق باشید .

بنابراین لازم دیدم که به برخی از شبهات ایشان پاسخ مستند بدهم و در این مطلب موضوع تایید کردن انجمن حجتیه از طرف امام خمینی (ره) را بررسی خواهم کرد .

البته به خاطر این که بتوانم مستندات کافی ارائه کنم، مجبور شدم مطلب را طولانی کنم ولی خواهش می کنم مطلب را کامل مطالعه کنید.

  در وبلاگ (( انجمن حجتیه در راستای فقاهت )) که سعی دارد فعالیتهای این انجمن را در همه ی شرایط مورد تایید مراجع بداند ، دو مورد سوال از امام خمینی (ره ) به همراه پاسخ ایشان آمده است که هر دو مربوط به قبل از انقلاب اسلامی می باشد که در ذیل به آن ها اشاره می کنم ...

منتظر نظرات و انتقادهای شما پس از مطالعه ی کامل مطلب هستم ، برای مشاهده کامل مطلب بر روی ادامه  مطلب کلیک کنید.

ادامه نوشته

غم عشق

به نام خدا 

همه آمده بودند ، هیچ کس غریبه نبود ، همه یکدست بودند ، هر چند همشهری نبودند ، حتی هم زبان هم نبودند ، حرکات و رفتارشان هم مثل هم نبود ...

یک عده علم داشتند ، علامت داشتند ،زنجیر می زدند ، سینه می زدند ، چوب می زدند ، گریه می کردند ، پابرهنه بودند ، با ماشین آخرین مدل آمده بودند ... مهم این بود که دعوت شده بودند و آمده بودند و محبت امام (ع) آنها را زیر یک پرچم جمع کرده بود .

شب غم نیازی به روضه و منبری نبود ، فقط باید چشم باز می کردی تا ببینی و گوش می کردی تا بشنوی و با چشم و گوش دلت غربت را احساس کنی تا مظلومیت امام زمان (عج) را مشاهده کنی که او شما را می بیند و تو او را نمی بینی ...

و فقط بایستی صدا می زدی تا جوابت را بدهند شاید تو نمی شنیدی اما جواب می آمد.

مگر می شود از شهرهای دور و نزدیک به عشق مولایشان و خالصانه بیایند و مولایشان جوابشان را ندهد ، مگر می شود روز تنهایی مولایشان به فریادشان نرسد ،

مگر میشود ؟!...

اما آنها به خاطر این ها نیامده بودند ، یک چیز آنها را به حرم کشانده بود : عشق

یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب  /   کز هر زبان که می شنوم نامکرر است

 التماس دعا

عشق ، اضطرار ، تنهایی


به نام خدا

 حکایت می کنند دختر بچه ای فلج بود که از همان خردسالی ، دخترکی را همدم او قرار داده بودند تا همبازی او باشد و بعدها نیز بتواند او را کمک کند .

سالها بعد وقتی که دخترک دوستش را با صندلی چرخدار به کنار رودخانه ای در اطراف روستا برده بود . دخترک داخل رودخانه افتاد و آب او را دست و پا زنان به طرف پایین دست می برد .

دختر که می دید دوست عزیزش دارد غرق می شود و حتی ممکن است داخل چرخهای آسیاب آبی پایین روستا کشته شود ، شروع کرد به فریاد کشیدن : کمک ، کمک ،....

اما کسی صدای او را نمی شنید . به ناگاه عشق به دوست ، آگاهی از ضرورت حادثه و احساس تنهایی استعدادهای فلج او را به کار انداخت تا جایی که از روی صندلی چرخدار بلند شد و به سوی دوستش دوید !

اگر پای عشق و علاقه در حادثه ای در میان باشد و انسان ضرورت و اضطراری را احساس کند و از طرف دیگر به این به مهم برسد که تنها اوست که می تواند مشکلی ر ا حل کند ، حتی استعدادهای نهفته و فلج او به کار خواهد افتاد چه رسد به استعدادهای بالفعل .

البته در مسایلی که ما با آن روبرو هستیم و فکری به حال آنها نمی کنیم . عمدتا مشکل از عشق و علاقه نیست! بیش تر مربوط به عدم درک ما از ضرورت ها و بعد هم این عادت غلط است که کس دیگری هست که این کار را انجام دهد و واقعا به این فکر نمی کنیم که شاید دیگری هم همین فکر را می کند و  واقعاکسی نیست !

و این ها همه از بی بصیرتی ماست . گاهی اوقات که مثل مسابقه ی طناب کشی حضور رقیب یا دشمن را در روبروی خود مشاهده می کنیم که اگر لحظه ای کوتاهی کنیم دشمن طناب را به داخل زمین خود می کشد ، تا پای جان طناب را می کشیم. اما اگر این حضور نامحسوس باشد ،  یا حضور دشمن را احساس نمی کنیم یا این که می گوییم به ما ربطی ندارد و این آغاز شکست هاست !

و چه حکیمانه می فرمایند مولایمان امیر مومنان علی(ع) : الا و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر

سلامتی و تعجیل در فرج حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه صلوات.

 

معرفي سري كتابهاي ((پرسشها و پاسخهای دانشجویی ))

به نام خدا

 چندی پیش که برای پاسخ به یک سری از شبهات دوستان ! دنبال منبعی مناسب بودم به سري كتابهاي ((پرسشها و پاسخهای دانشجویی ))رسیدم و وظیفه خود دانستم که به دیگران هم معرفی کنم ،امیدوارم راهگشا باشد

 این کتاب ها در 17 جلد توسط نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و دفتر نشر معارف انتشار پیدا کرده است .

آنچه این کتابها را از انواع مشابه برجسته می سازد طبقه بندی موضوعی ، توجه به شبهات و سوالات روز ، پاسخگویی بلیغ وبر اساس نظرات علما و مراجع عظام می باشد .

لازم به ذکر است ،این کتاب ها در عین حال این که دانشجویی نام گرفته اما برای هر ذهن پرسشگر و برای پاسخ به شبهات در اکثر محیط ها مناسب می باشد .

از جمله موضوعات این کتابها می توان به ((ولایت فقیه و جمهوری اسلامی )) ، (( حکومت دینی )) ،       (( شفاعت و توسل )) و ((پرسش ها و پاسخ های برگزیده )) و ... اشاره کرد.

با توجه به بمباران اطلاعاتی دشمنان اسلام ناب و شبهه افکنی روز افزون آنها مطالعه ی چنین کتاب هایی که حجم کم ، بیان ساده و حتی قیمت اندک دارد به همه و خصوصا فعالان فرهنگی حوزه جوان و نوجوان توصیه می شود .