انتخاب بین دو فراموشی
بسم الله
رسانه ها ، خبرگزاری ها ، سایت ها ، روزنامه ها ، تریبون ها ، راهروی ادارات ، گپ و گفت های خودمانی ، جلسات رسمی و غیر رسمی و مکان ها و مجال هایی از این دست ، همه و همه فرصت های خوبی است برای این که گزارش کارها ارائه شود ، موفقیت ها و ثمرات تلاش ها به گوش همگان برسد تا مردم از خدماتی که به آن ها ارائه شده است آگاه شوند ؛ ولی نعمتان از تلاش خادمانشان دلگرم شوند و امید و نشاط در جامعه روزافزون شود .
اما همیشه اوضاع به این خوبی پیش نمی رود ، گاهی اوقات شیطان عداوت و بغضا را افسار نفس اماره کرده و سواری را شروع می کند ، فرصت ها تبدیل به تهدید شده و جرقه ای برای حبط تمام اعمال و خدمات می شود.
گاهی یک انتقاد غیر منصفانه ، یک سنگ اندازی در مسیر فعالیت ها ، یک اظهار نظر غیر کارشناسی ، یا شاید هم قرار گرفتن یک متهم در مقام مدعی و یا تهمتی ناگوار سخت بر انسان سنگینی می کند و آنچنان کامش را تلخ می کند که شیرینی تمام خدماتش را از یاد می برد .
و این چنین شرایط برای پاتک آماده می شود ؛ آن هم در میدانی که موفقیت فقط از آن حزب شیطان است ! این جاست که صداها بلند می شود و به رخ کشیدن ها شروع می شود . استهزا ، افترا ، کتمان حقایق ، دروغ ، غیبت و سایر ابزارهای شیطان ، اعمال را حبط ، امیدها را ناامید و اعتمادها را به شک تبدیل می کنند . جای حب را بغض می گیرد و جای مودت را کینه و به کل نقض غرض می شود!
تامل در چرایی و چگونگی این قضایا که برای بسیاری از ما پیش آمده است ؛ پرده از یک فراموشی بر می دارد یا به عبارت بهتر انتخاب بین دو فراموشی .
این که اجازه بدهیم صحبت های مغرضانه یا جاهلانه ، اعمال و خدماتمان را به فراموشی بسپارند یا این که به هر قیمتی جلوی این فراموشی را بگیریم حتی به قیمت فراموش کردن تمام اهدافمان !
غافل از آن که کسی (( لا تاخذه سنه و لا نوم )) اعمال و خدمات ما را نظاره کرده است و خوشا به حال آنان که در آسمان ها مشهورتر از زمین اند .
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
به نام خدایی که در این نزدیکی است...