خوشحالی بعد از گل به خودی

بسم الله

ذهن انسان پیرامون هر اتفاقی با توجه به اطلاعاتی که دریافت می‎کند و زمینه‎هایی که از قبل داشته، تلقی خاصی پیدا کرده و انسان را وادار به عکس العمل در برابر آن اتفاق می‎کند. شادی و شعف نیز یکی از این عکس العمل‎ها است که معمولا پس از یک موفقیت و رضایت از انجام یک عمل انجام میشود. در کارهای جمعی نیز شادی پس از دستیابی به هدفی مشترک در بین اعضای گروه که ذینفع هستند رخ می‎دهد. بدیهی است هر چه این کامیابی بزرگ‎تر باشد، شادی پس از آن هم بیشتر خواهد شد. مثل شادی پس از گل‎های حساس در بازی‎های بزرگ فوتبال.

جلسه استیضاح وزیر کار فارغ از متن و حواشی‎اش و تمام قضایای چند ماهه و صحبت‎های که روسای قوا و نمایندگان داشتند. شاهد یک شادی بزرگ بود.

یک شادی تاسف‎بار و محیرالعقول!!!

اگر این عکس را بدون اطلاع از زمان وقوع آن مشاهده می‎کردم، گمانم بر این بود که جمهوری اسلامی بر اسرائیل پیروز شده است.

 شاید این تلخ‎ترین صحنۀ شاد مجلس باشد. صحنهای که معلوم نیست بوسه‎ها برای چیست؟ هوراها برای چیست؟ کدام موفقیت حاصل شده که این چنین شادمانند؟


شعاری برای شعار ندادن!

بسم الله

ایده‌ی خوبی برای نوشتن پیدا کرده بودم و خوب پردازش کرده بودم که چه بنویسم و چگونه بنویسم و حتی برای مزین کردن نوشته‌ام به آیه و حدیث هم برنامه داشتم.

ضمنا بنا را بر این گذاشته بودم تا در انتهای مطلب چند جمله طوفانی هم از آخرین کتابی که خوانده بودم، بیاورم.

در این میان یادم افتاد چند وقتی حرفی بر سر زبانم افتاده که چرا این قدر شعار می دهیم؟ چرا رسانه‌ها و تریبون‌ها تبدیل به تابلوی شعار شده؟ چرا به شعار اکتفا کرده و به شعار سرگرم شده‌ایم؟ چرا از ترس و تنبلی پرداختن به مسایل واقعی به شعار پناه برده‌ایم و؟؟؟

لذا به این نتیجه رسیدم که از خودم شروع کنم و شعار ندهم تا شاید سخنم در دیگران اثر داشته باشد.

ولی چه فایده، همین نوشته هم شد شعاری برای شعار ندادن!

انتظار انقلابی

سلام علیکم

یک بار هم که شده گفتیم که به همان چیزی که می دانیم عمل کنیم ، لذا مطالب قبلی را بازنشر دادیم !

میلاد پدر مهربان ایتام آل محمد (ص) ، اعلی حضرت عالم امکان بقیه الله الاعظم را پیشاپیش تبریک عرض می کنم و التماس دعا دارم  .


* بخش اول

تبیین انتظار ناب ، باز خوانی و جریان شناسی تفکرات انجمن حجتیه ، شرایط تاسیس ، موسس ، برنامه های انجمن و تاییدات علما ، انجمن حجتیه و انقلاب ، دگرگونی های انجمن حجتیه و ... همه و همه در پرونده ویژه انجمن حجتیه وبلاگ خط فاصله :

http://khatfaseleh.blogfa.com/cat-8.aspx


*بخش دوم

جهت مشاهده و دانلود مجموعه پوسترهای قابل چاپ انتظار انقلابی نیز می توانید از لینک زیر استفاده کنید :


باید هم آرام بنشینیم !

بسم الله

شکر خدا همه چیز آرام است . همه با خیال راحت و آرامش به فکر کارهایمان هستیم و افتاده ایم دنبال رقابت هایمان حالا چه سیاسی چه اقتصادی و صد البته فرهنگی! واقعا چقدر خوشحالم ، با خودم می گویم  کور بشود چشم کسی که بخیل است آرامش مردم را بببیند اصلا ...

 باید هم آرام بنشینیم ؛ وقتی دیگر کودک مسلمانی به دست بیگانگان یتیم نمی شود ، وقتی ضجه ی غریبانه هیچ مادر مسلمانی بلند نمی شود . وقتی هیچ مسلمانی در زندان های صهیونیست ها شکنجه نمی شود چه دلیلی برای ناراحتی است .

باید هم آرام بنشینیم ؛ ما که تمام فتنه های دشمن را خنثی کردیم ، ما که مشت محکمی بر دهان استکبار زدیم و استکبار هم رفت پی کارش ، چرا دیگر حرف از مبارزه بزنیم .

باید هم آرام بنشینیم ؛ ما که در امدادرسانی به مردم سیل زده پاکستان سنگ تمام گذاشتیم و محرومیت را از چهره مسلمانان آنجا زدودیم باید هم خوشحال باشیم .

باید هم آرام بنشینیم ؛ وقتی با چند گزارش خبری و چند تن موادغذایی و دارو چند میلیون گرسنه سومالی سیر شدند و دیگر اثری از قحطی و خشکسالی در آنجا نیست .

باید هم آرام بنشینیم ؛ وقتی دیگر ظلم و جور حکام مستبد عرب تمام شد و بیداری اسلامی به سرمنزل مقصود رسید باز هم صحبت از صدور انقلاب و آرمان خواهی کنیم .

باید هم آرام بنشینیم ؛ این همه سند تحول و رونمایی از رونمایی! در دستگاه های مختلف به همت مسئولان انجام می شود دیگر چه نیازی است به پیگیری و مطالبه و بیان کاستی ها .

باید هم آرام بنشینیم ؛ ما که در پاسخ به نامگذاری سال این همه بنر و فلکس و تایپوگرافی و کانسپتچوال آرت کار کردیم باید با خیال راحت گوشه ای بنشینیم .

باید هم آرام بنشینیم ؛ چون کار فرهنگی و تربیتی نیاز به آرامش دارد تا آب در دل نوجوانان و جوانان انقلابی مان تکان نخورد و زبانم لال رشدشان کاریکاتوری نشود .

باید هم آرام بنشینیم ؛ کشته شدن شیعیان آذربایجان و آتش کشیدن قرآن در فلان کلیسا که مسایل جهان اسلام نیست خودشان حل می کنند اصلا کار وزارت خارجه است به ما چه ربطی دارد .

باید هم آرام بنشینیم ؛ ما که با شیر کردن شعرهای اهانت آمیز آن خواننده اسمش را نبر ، دمار از روزگارش درآوردیم و در خیالمان اعدامش کردیم و تازه کاریکاتورش را هم کشیدیم ، فردا پیش ائمه هدی علیهم السلام شرمنده نیستیم .

باید هم آرام بنشینیم ؛ این همه جلسات بزرگداشت خانواده شهدا برگزار می شود و هر روز برای شهدای هسته ای مراسم گرفته می شود ، خدا را شکر خون شهدا را هم پایمال نمی کنیم .

باید هم آرام بنشینیم ؛ به همت پلیس عزیز بی حجاب ها متنبه شدند ، ضمنا از وقتی که ترانه 15 سال داشت هم چندین سال گذشته حالا سر ترانه ها هم به سنگ خورده است . مفسدان هم که تا چند روز دیگر پرونده اعمالشان را با دست چپ خواهند گرفت .

باید هم آرام بنشینیم ؛ وقتی با خیال راحت جملات امام عزیزتر از جانمان (رضوان الله تعالی علیه) را فراموش کرده ایم که می گفت: تا شرک و کفر هست ، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم . ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم . ما تصمیم داریم پرچم (( لا اله الا الله )) را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزار در آوریم ... انگار از یاد برده ایم  که می گفت : ملت عزیز ما که مبارزان حقیقی و راستین ارزشهای اسلامی هستند، به خوبی دریافته اند که مبارزه با رفاه طلبی سازگار نیست، و آنها که تصور می کنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفین و محرومان جهان با سرمایه داری و رفاه طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه اند .


* پی نوشت :

این پست نبود ، ناله ای بود که از دل بلند شد و فرو نشست .

التماس دعا برای سلامتی و ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و سلامتی امام خامنه ای حفظه الله 

انتخاب بین دو فراموشی

بسم الله


رسانه ها ، خبرگزاری ها ، سایت ها ، روزنامه ها ، تریبون ها ، راهروی ادارات ، گپ و گفت های خودمانی ، جلسات رسمی و غیر رسمی  و مکان ها و مجال هایی از این دست ، همه و همه فرصت های خوبی است برای این که گزارش کارها ارائه شود  ، موفقیت ها و ثمرات تلاش ها به گوش همگان برسد تا مردم از خدماتی که به آن ها ارائه شده است آگاه شوند ؛ ولی نعمتان از تلاش خادمانشان دلگرم شوند و امید و نشاط در جامعه روزافزون شود .

اما همیشه اوضاع به این خوبی پیش نمی رود ، گاهی اوقات  شیطان عداوت و بغضا را افسار نفس اماره کرده و سواری را شروع می کند ، فرصت ها تبدیل به تهدید شده و جرقه ای برای حبط تمام اعمال و خدمات می شود.

گاهی یک انتقاد غیر منصفانه  ، یک سنگ اندازی در مسیر فعالیت ها ، یک اظهار نظر غیر کارشناسی ، یا شاید هم قرار گرفتن یک متهم در مقام مدعی و یا تهمتی ناگوار سخت بر انسان سنگینی می کند و آنچنان کامش را تلخ می کند که شیرینی تمام خدماتش را از یاد می برد .

و این چنین شرایط برای پاتک آماده می شود ؛ آن هم در میدانی که موفقیت فقط از آن حزب شیطان است ! این جاست که صداها بلند می شود و به رخ کشیدن ها شروع می شود . استهزا ، افترا ، کتمان حقایق ، دروغ ، غیبت و سایر ابزارهای شیطان ، اعمال را حبط ، امیدها را ناامید و  اعتمادها را به شک تبدیل می کنند . جای حب را بغض می گیرد و جای مودت را کینه و به کل نقض غرض می شود!

تامل در چرایی و چگونگی این قضایا که برای بسیاری از ما پیش آمده است ؛ پرده از یک فراموشی بر می دارد یا به عبارت بهتر انتخاب بین دو فراموشی .

این که اجازه بدهیم صحبت های مغرضانه یا جاهلانه ، اعمال و خدماتمان را به فراموشی بسپارند یا این که به هر قیمتی جلوی این فراموشی را بگیریم حتی به قیمت فراموش کردن تمام اهدافمان !

غافل از آن که کسی (( لا تاخذه سنه و لا نوم )) اعمال و خدمات ما را نظاره کرده است و خوشا به حال آنان که در آسمان ها مشهورتر از زمین اند .


گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن

شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

جای خالی روی برگه رای

 بسم الله

روز موعود فرا رسید . روز رقابت و روز انتخاب . انتخاب و رقابتی که برنده  و بازنده بودن در آن به نتیجه نیست به نیت هاست و به عملکردها .

 در مشهد برای این انتخاب و رقابت بزرگ شاید حدود  30 برابر نمایندگان مورد نیاز ، نامزدهای واجد شرایط وجود داشت ، نامزدهایی ...

با خصوصیات مختلف : زن و مرد ، پیر و جوان ، خنده رو و عبوس ، خوش تیپ و بی قواره ، بی پول و سرمایه دار

با توانایی های گوناگون : استاد دانشگاه و حوزوی ، پزشک و حقوقدان ، مهندس و اقتصاددان ، کارشناس فرهنگی و مدیر اجرایی

با سلایق سیاسی متفاوت : اصولگرا و اصلاح طلب ، تحول خواه و متحجر ، نواندیش و واپسگرا ، ولایی بی ادعا و ولایت مدار نو ظهور

با تبلیغات رنگارنگ : دست بسته و در حال تفکر ، پیراهن صورتی و یقه های دیپلمات ، ایستاده و نشسته

با لیست های متعددی که تعداد آن از 15 هم گذشته بود : متحد و متفرق ، پایدار و واداده ، متخصص و بی سواد ، جهادی و نازپرورده ، آبادگر و ویرانگر

ملاک های انتخاب روشن و طیف های متنوع نامزدها هم موجود، انتخاب اصلح آسان به نظر می رسید اما انگار هر چه بیش تر جست و جو می کردی ، کم تر پیدا می کردی !

هر چه بیش تر بررسی می کردی دایره ی نامزدهای اصلح کوچک تر می شد ، هر چه سوال می کردی ، می شنیدی ، می خواندی و مشورت می کردی ؛ انتخاب هایت محدودتر می شد تا آنجا که شاید اگر نبود توصیه ی رهبری عزیز که از حداکثر حق خود استفاده کنید شاید یک یا دو انتخاب بیش تر نمی ماند .

 

برگه ی رای را که می نوشتم ، دستم می لرزید ، خدایا چقدر جای شهدا خالیست ؟ خدایا جای نام دیالمه روی برگه رای من خالیست ؟!



* پی نوشت :

الحمدالله با هدایت های امام خامنه ای عزیز و بصیرت مردم ایران حضور حداکثری در انتخابات محقق شد انشاالله که منتخبان ملت همان طور که مردم می خواهند گوش به فرمان رهبری عزیز باشند.


قمر ما نشان از قمر بنی هاشم دارد.

 

بسم الله

گاهی اوقات شک و تردیدها زیاد می شود ...

گاهی اوقات دل ها می لرزد ...

 گاهی سر و صدایی هراسانمان می کند ...

گاهی اوقات درخودمان گم می شویم ...

و گاهی آنقدر در خاک غفلت دست و پا می زنیم که ازغبار آن چشم بصیرتمان تار می شود ، آسمان مهتابی می شود و ماه آنچنان راه را روشن می کند که هیچ شک و تردیدی باقی نمی ماند و همه راه می یابند جز کوردلان.

راز این قمر پرفروغ چیست که هیچ غباری مانع روشنگری اش نمی شود ؟!

خوشا به حال ما ، قمر ما نشان از قمر بنی هاشم دارد.

بازهم علمدارانقلاب و قمر ولایت همچون همیشه راه را نشان داد و شرایط را برایمان تبیین کرد . امام خامنه ای مد ظله العالی روز دوشنبه 13 تیر در دیدار با پاسداران انقلاب اسلامی ، بخشی از فرمایشات خود را به تحلیل مسایل اخیر اختصاص داده و فرمودند :

 ((...مراقب باشيم دستگاه‌هاى انقلاب سرشان گرمِ كارهاى غيرمفيد و احياناً مضر در اين حركت پيشرونده نشود، كه يكى از اينها، همين مسئله‌ى اختلافات است، كه من اگر روى اينها تكيه ميكنم، به خاطر اين است. يك وقت هست كه يك جريانى در مقابل انقلاب مى‌آيد قد علم ميكند به قصد كوبيدن انقلاب، خب، وظيفه‌ى هر كسى است كه دفاع كند. انقلاب از خودش دفاع ميكند، مثل هر موجود زنده‌ى ديگرى. انقلابى كه نتواند در دوران فتنه، در دوران ايجاد كودتاهاى گوناگون ـ سياسى و نظامى و امثال اينها ـ از خودش دفاع كند، زنده نيست. اين انقلاب زنده است؛ لذا از خودش دفاع ميكند، غالب هم ميشود، پيروز هم ميشود، برو برگرد هم ندارد؛ كمااينكه در سال 88 ديديد اين كار اتفاق افتاد. يك وقت اين است قضيه، يك وقت نه، قضيه، قضيه‌ى ايستادگى در مقابل يك حركت براندازانه و اينچنين نيست؛ اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف عقيده احياناً است.

 اينها را بايستى هرچه ممكن است فرو كاست. اينجور چيزها را هرچه ممكن است بايد كم كرد.مشتعل كردن اين اختلاف نظرهامضراست.

 يك مسئله اين است كه اگر يك كسى يك حرف غلطى زد، آيا كسى بايد به او جواب بدهد يا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شيوه‌ى خودش را دارد، راه خودش را دارد، كار خاص خودش است. يك وقت هست كه حالا كه كسى يك حرف غلطى زد، ما بيائيم مثلاً صدجا اين حرف غلط را تابلو كنيم، شعار كنيم كه آقا، فلانى اين حرف غلط را زد، تا همه بدانند. اين است كه اشتباه است، خطاست...))


*********************************************************************

- خداوند قمر ولایت امام خامنه ای عزیز را که عزالاسلام است برای اسلام نگه دارد.

- میلاد امام حسین و امام سجاد و قمر بنی هاشم علیهم اسلام برهمگان مبارک.

- التماس دعا

((لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید))

ادامه نوشته

...العاقبة للمتقين

بسم الله


در روزهايي كه به تعبير رهبر عزيزتر از جانمان (( در دنیای اسلام حادثه ای بزرگ و باشكوه و سرنوشت‌ساز در حال وقوع است . حادثه‌ای كه میتواند همه‌ی معادلات استكبار را در این منطقه به سود اسلام و به سود ملت‌ها دگرگون سازد ))  و روزهايي كه حقيقتا روزهاي اميد براي نهضت جهاني اسلام ناب محمدي (ص) است .

بايد شاهد رقصيدن سران محارب فتنه و مترسك هايشان در بغل صهيونيست ها  باشيم كه مانند شتر مست به ارزش ها و آرمان هايمان مي تازند و امروز آن چه به ما صبر و تحمل مي دهد رهبري عزيز و مقتدرمان و صحبت هاي امام بت شكنمان است :

عزیزانم! شما می دانید که تلاش کرده ام که راحتی خود را بر رضایت حق و راحتی شما مقدم ندارم. خداوندا! تو می دانی که ما سر سازش با کفر نداریم. خداوندا! تو می دانی که استکبار و آمریکای جهانخوار گل های باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بیداد همه تکیه گاه ما تویی و ما تنهای تنهاییم و غیر از تو کسی را نمی شناسیم و غیر از تو نخواسته ایم که کسی را بشناسیم، ما را یاری کن که تو بهترین یاری کنندگانی.خداوندا! تلخی این روزها را به شیرینی فرج حضرت بقیه الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداء و رسیدن به خودت جبران فرما.


فرزندان انقلابی ام! ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید! شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما می گذرد. می دانم که به شما سخت می گذرد ولی مگر به پدر پیر شما سخت نمی گذرد؟ می دانم که شهادت شیرین تر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان این گونه نیست؟ ولی تحمل كنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید و بدانید که پیروزی از آن شماست.

( بخشي از پيام امام خميني (ره) بعد از پذيرش قطعنامه 598 ، صحيفه نور جلد 21 صفحه 241)

 

((...اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ )) (اعراف 128)

 

التماس دعا

رنگين كمان در آسمان پديدار شد.

بسم الله

 

حماسه ي بزرگي اتفاق افتاده بود ، كام ها داشت شيرين مي شد و ملت به حماسه حضور افتخار مي كرد.

شما فرموديد دستهايي هست كه مي خواهد شيريني ها را به تلخي تبديل كند ، آخر شما تجهيز دشمن را مي ديديد و صف آرايي ها را و دندانهاي از غيظ به هم فشرده شده را.

همانهايي كه با مهر ولايت بيگانه بودند ((فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ)) شدند . آسمان تاريك شد ، هر كسي كه عقده اي داشت و كينه اي داشت ، دانسته يا نادانسته عليه انقلاب ، عليه امام (ره) و عليه آرمان ها به ميدان آمد.

شما فرموديد دل انسان مي شكند كه چرا كساني كه نان انقلاب را خوردند ، نان اسلام را خوردند ... جوري مشي كنند كه هر كسي كه با اسلام دشمن است برايشان كف بزنند.

چشم به سختي چشم را مي ديد و در اين غبار نحس فتنه گران مثل ستوران افسارگسيخته بر  سينه ي انقلابيون مي تاختند.

هنگامي كه شما با بغضي كه در گلو داشتيد به امام زمان (عج) استغاثه كرديد ما گريه كرديم و همان روز بود كه آتش درونمان خس و خاشاك را به آتش كشيد.

در جمعه اي كه فتنه گران بطري هاي ننگ و ذلت را به هم تعارف مي كردند و نداي نه اسلام و نه قرآن ! سر مي دانند با تمام خشم انقلابيمان جلويشان ايستاديم.

 شما فرموديد الا و لايحمل هذالعلم الا اهل البصر و الصبر

و اين بار دانشگاه معركه صف آرايي ها بود ، آن قدر پا بر زمين كوبيديم كه از هيبت انقلابيمان شغال صفتان به لانه هايشان فراري شدند.

شما فرموديد وقتي مي بيني دشمن برايت كف مي زند بدان كه توي دروازه خودي گل زدي ... توبه كن.

اما ((صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ )) گويي چشم هايشان كور و گوشهايشان كر شده بود و بر دلهايشان مهر ننگ خورده بود.

و اين بار بني حماري كه سرشان تا گريبان در آخور سران فتنه فرو رفته بود و بوزينگان بزك كرده ي محارب ، پرچم سيدالشهدا (ع) را به آتش كشيدند ، به نمازگزاران سنگ زدند و سوت و كف زدند تا ((هذا يوم تبركت )) و ((هذا يوم فرحت)) را به يادمان آورند و همه بفهمند كجا را نشانه گرفته اند. تا ثابت شود نتيجه عمر سران فتنه نه نخبگان مي شوند و نه آزادانديشان و نه مصلحان  بلكه گوساله ها و بزغاله هايي مي شوند كه براي ارباب آمريكايي شان پارس مي كنند!

ولي ايران كوفه نيست و ما درسهاي عاشورا را از شما خوب ياد گرفته ايم و ما آمديم ، چه آمدني !

چشم ها خيره شد و سيل خروشان ملت خس و خاشاك را شست و با خود برد ، سران فتنه هم شدند مصداقي از ((ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ)) و در ظلمت گمراهي شان ماندند.


  سيد و مولايمان و صاحبمان ، امام زمانمان ارواحنا فداه برايمان دعا كرده بودند.

 

غبار ها كنار رفته بود . با بارش غيرت و بصيرت و تابش نور ولايت رنگين كمان بار ديگر در آسمان پديدار شد تا افق هاي دولت كريمه آل محمد عليهم السلام را نشانمان دهد.



و در تاريخ ثبت شد نه ده هشتاد و هشت ..... وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.

 

من و  FaceBook

بسم الله

مي گفت : چون كساني كه انديشه هاي معارض با ما دارند در آن حضور فعالي دارند ، پس ما هم بايد باشيم ، ضمن اين كه اين شبكه اجتماعي باعث تقويت دوستي ها نيز مي شود .

اين خلاصه صحبت هاي كسي بود كه مي خواست مرا به عضويت و حضور فعال در FaceBook ترغيب كند و البته براي خودش استدلال هايي داشت .

حال اگر از شك و شبهه هايي كه در مورد ورود به سايت چه به لحاظ قانوني و امنيتي وجود دارد و نيز علاوه بر اين كه مگر هر جا دشمن وارد شد آيا ما هم بايد وارد شويم !؟ و از اين دست سوالات بگذريم.

به اين سوالات بايد پاسخ داد كه آيا من موظف به حضور در اين فضا هستم ؟ آيا وظايف اصلي خودم،امثال وظايفي كه در عرصه علمي دارم (كه البته دشمن هم حضور دارد) را انجام داده ام ؟ يا اصلا رسالتي براي حضور خودم در اين فضا تعريف كرده ام ؟

يا نه فقط بر حسب علاقه و تمايلات نفساني در اين عرصه حضور فعال دارم؟!



* پي نوشت:
-  متاسفانه يا شايد هم خوشبختانه مسايل كاري ايام اخير باعث شد كه نتوانم وبلاگ را به لحاظ محتوايي به روز كنم ، هر چند مطالب آماده اي هم دارم.
- اين سوالات را بهانه اي قرار دادم براي اين كه يك بار هم كه شده قبل از ورود به يك كار ، پاي تعريف كردن رسالت خودم از ورود به آن كار و آيا اين كه كار مهم تري ندارم ، بايستم.
- اين مطلب اصلا به اين معنا نبود كه همه ي كساني كه عضو FaceBook هستند صرفا بر اساس علاقه وارد شدند ، اما  بايد گفت كه اين مساله عموميت دارد.
- سعي كردم تلنگري بزنم كه حتي اگر به فيس بوك و امثالهم به چشم يك وسيله هم نگاه كنيم ، بايد به اين نكته توجه كنيم كه هدف چيست و آيا اين ابزار را توجيه مي كند ؟و اين كه فكر كنيم ...
- التماس دعا


انتظاري كه هست و انتظاري كه نيست.

بسم رب المهدي (عج)


اگر به لغت نامه سر بزنيم ، انتظار را مترادف با توقع داشتن ، نگراني و چشم در راهي پيدا مي كنيم . از عموم مردم هم كه بپرسيم باز هم معنايي نزديك به همين دريافت مي شود . كه البته درست هم است . اما مشكل از اين جا شروع مي شود كه مواجهه ي ما با واژگان قرآني و مذهبي هم با همين پيش زمينه هاي ذهني است .

 در زمان غيبت افضل العبادات ، انتظار فرج است ، اما آيا اين انتظارهمان توقع داشتن يا نگراني و چشم در راهي است  ؟ كه همه ي اين ها انتظار هست و هيچ يك از اين ها نيست .  به همين دليل است كه امام خميني (ره) مي فرمايند : ((همه انتظار داریم وجود مبارک ایشان را ، لکن با انتظار تنها نمی شود . بلکه با وضعی که بسیاری دارند انتظار نیست . ما باید ملاحظه وظیفه فعلی شرعی ـ الهی خودمان را بکنیم و باکی از هیچ امری از امور نداشته باشیم ))

امام خميني (ره) نه تنها انتظار را اين گونه معنا مي كنند بلكه مي فرمايند: ((انتظار فرج انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا بکند و مقدمات ظهور ان شاالله تهیه بشود ))

در مقابل عده اي كه در ظاهر لغات و روايات مانده بودند به انتظاري رسيده بودند كه جز عزلت نشيني هيچ نداشت اما امام خميني (ره) كه اسلام ناب در رگهاي جانشان جريان داشت فرمود: ((سیره انبیا بر این معنا بود... که معارضه می کردند با طاغوت ولو این که زمین بخورید ولو اینکه کشته بشوند ولو کشته بدهند. ارزش دارد که انسان در مقابل ظلم بایستد در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره کند و توی دهنش بزند و نگذارد که این قدر ظلم زیاد بشود این ارزش دارد))

 و نه تنها گفت بلكه با توكل برخدا و ياري امام زمان (عج) و شيعيان ناب ايشان توانست معناي واقعي و كاركرد واقعي انتظار كه همانا انجام وظيفه ، حضور در صحنه هاي سياسي و اجتماعي و زمينه سازي ظهور امام زمان (عج) و... است را نمود عيني بخشد 

و امروز وظيفه ي ما انتظارناب  و گسترش فرهنگ آن  است و چه زيبا شهيد آويني مي گويد : ما انصارالمهدي (عج) هستيم و خداوند زمينه برقراري دولت  كريمه ي آل محمد (ص) را به دست ماست كه فراهم مي كند ، انشاالله

 

((اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر و مد في عمره الشريف و زين الارض بطول بقائه ))

 

 

شاخص ( امام و انتظار ) و ( امام و انجمن حجتيه )

به نام خدا

اسم خوبي انتخاب كرده اند براي مستندي كه معيارها و انديشه هاي امام خميني (ره) را راجع به موضوعات مختلف تبيين مي كند . شخصيتي كه معصوم نبود اما در مبارزه ي با هواي نفس پيروز شده بود و پا از پوسته ي دين فراتر گذاشته بود و اعماق اسلام ناب را شناخته بود ، لذا صحبت هايش و اعمال و رفتارش مي تواند شاخص خوبي براي ما باشد.

يكي از موضوعات بسيار مهمي كه پايه و مبناي بسياري از افكار امام خميني (ره) بود ، ديدگاه امام به انتظار ظهور امام زمان (عج) است ، موضوعي كه در برنامه ي شاخص واحد مركزي خبر ، در تاريخ 2 خرداد به آن پرداخته شد و بازتاب هاي مختلفي را به دنبال داشت ، از تشويق عده اي تا حملات شديد برخي از منتسبين انجمن حجتيه . بنده نيز لازم دانستم پيرو  مطلبي كه با موضوع (( مواضع متقابل امام خميني (ره) و انجمن حجتيه )) در وبلاگ خط فاصله نوشتم ، چند خطي بنويسم .

قبل از هر چيز بايد از زحمات دوستان واحد مركزي خبر در جمع آوري اين گونه بيانات ارزشمند حضرت امام خميني (ره) و ساخت چنين مستندهايي تشكر فراوان كرد اما به نظر مي رسد اهميت و ظرافت موضوع ((امام و انتظار)) بسيار بيش تر از آن است كه بتوان در يك برنامه ي چند دقيقه اي حق مطلب را ادا كرد.

براي آن كه بتوان ديدگاه امام (ره) را راجع به انتظار كه به حق همان انتظار اصيل است را براي مردم به ويژه نسل سوم و چهارم انقلاب به طور كامل تبيين كرد ، ابتدا بايد اسلام ناب را شناساند و تفاوت آن را با ساير اسلام ها بيان كرد و نشان داد كه ساير اسلام ها اسلامي در كنار اسلام ناب نيستند بلكه در مقابل اسلام ناب قرار مي گيرند.

اگر كساني قلمرو دين اسلام را مسايل شخصي بدانند يا اين كه فكر كنند امام حسين (ع) تنها تشنه ي آب بود ، قطعا انتظارشان پوسته اي بيش نيست و نه تنها سازنده نيست بلكه ويرانگر است! و اين گونه اشكالات مبنايي است كه عده اي را در برابر اسلام ناب قرار مي دهد و اين كوته فكري است كه گمان كنيم مشكل برسر برگزاري يك جشن يا گونه اي خاص از تبليغ يا مشكلات فردي است .

((انجمن خيريه حجتيه مهدويه )) كه در سال 1336 اعلام وجود كرد از جمله تشكل هاي مذهبي است كه به علت هاي گوناگون دچار تحولات گسترده اي شد و شد آن چه شد و قضايايي كه امروز هست ، لذا پرداختن به آن ذيل موضوع امام و انتظار مسئله اي مهم و قابل توجه است اما نكاتي نيز در اين مستند وجود داشت كه باعث شد برخي به جاي پرداختن به اصل موضوع ، حواشي آن را بزرگ كنند . برخي منتسبين انجمن حجتيه {كه دچار ((توهم توطئه)) هستند} سعي كردند با استفاده از رسانه هاي خود با متهم كردن اين مستند به دروغ پردازي و تفرقه افكني به آن حمله كرده و ضمن مخدوش كردن اصل موضوع از معركه بگريزند.

شكي نيست آنچه در اين مستند از بيانات حضرت امام خميني (ره) استفاده شد ، كاملا متقن و قابل استناد است مانند نامه اي كه انجمن حجتيه  به امام (ره) نوشت و پاسخي كه ايشان دادند  و در اين مستند هم به اين نامه اشاره شد ، متن نامه و پاسخ آن به شرح ذيل است ( متن نامه به نقل از وبلاگ در راستاي فقاهت منتسب به انجمن حجتيه) :

محضر مبارک آیت الله العظمی جناب آقای حاج آقا روح الله خمینی دام ظله العالی

 سلام علیکم شاید خاطر مبارک مستحضر باشد که چند سالی است عده ای از افراد متدین و با ایمان تحت رهبری حضرت حجه الاسلام آقای حاج شیخ محمود حلبی برای مبارزه اصولی با مرام ساختگی بهائیت جلسات منظمی تشکیل داده و در این جلسات مطالب آموزنده ای تدریس و افراد را با مقام شامخ حضرت ولی عصر ارواحنا و ارواه العالمین له الفدا آشنا میسازند اخیراً دامنه فعالیت این جلسات از تهران و اصفهان و مشهد و شیراز و مراکز مهم گذشته و حتی بدهات دور دست کشانیده شده و در اثر عنایات خاصه حضرت بقیه الله الاعظم امام زمان صلوات اللله و سلامه علیه توانسته اند در این مدت حدود پانصد نفر از افراد فرقه ضاله بهائیه را بصراط مستقیم توحید هدایت و بدیانت مقدسه اسلام مشرف نموده و عده کثیری از افراد متزلزل را که در خطر سقوط بدامان آن گروه قرار گرفته بودند از پرتگاه نجات دهند . اولاً نظر مبارک حضرت آیت الله در باره این عده چیست ؟ثانیاً همکاری با آنها و تقویت آنان چه صورتی دارد ؟ثالثاً آیا می توان در صورت لزوم از وجوه شرعیه در این راه مصرف نمود یا نه ؟

استدعا آنکه نظر مبارک را صریحاً امر به ابلاغ فرمایند .

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته .

پاسخ نامه :

بسمه تعالی

در فرض مذکور هم اقدامات آقایان مورد تقدیر و رضای خداوند متعال است و نیز همکاری و همراهی با آنها مرضی ولی عصر عجل الله فرجه است و هم مجازند مؤمنین از وجوه شرعیه از قبیل زکوات و تبرعات بآنها بدهند و در صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارک امام علیه السلام بآنها کمک کنند البته تحت نظارت اشخاص معتمد و اگر جناب مستطاب حجه الاسلام آقای حلبی دامت برکاته میتوانند تحت نظر ایشان وجوه داده شود .

از خداوند تعالی موفقیت آنها را خواستار است

 5 شهر شعبان معظم 1390 روح الله الموسوی الخمینی مطابق با ۱۵/۷/۱۳۴۹ شمسی .

همان طور كه ملاحظه كرديد امام در اين نامه كه در سال 49 به آن پاسخ داده اند ، ((فرض مذكور)) يعني ((مبارزه اصولی با مرام ساختگی بهائیت)) را تاييد كردند نه اين كه هر عملي را كه در هر زماني انجام دهند مورد تاييد است و همان طور كه در مستند درست هم به آن اشاره شد امام بعدها فرمودند كه انشاالله ديگر از انجمن حجتيه تاييدي نخواهم كرد !

اما در اين مستند مواردي هم ديده شد كه بهتر بود كمي با دقت و ظرافت بيش تري به آن پرداخته مي شد :

اولين مورد اشتباه انشايي يا املايي بود كه در نام موسس انجمن حجتيه وجود داشت و حجت الاسلام شيخ محمود ذاكرزاده تولايي به اشتباه شيخ محمد ذاكرزاده تولايي خوانده شد.

مورد ديگر بحث اظهار نظر مرحوم شيخ محمود حلبي در مورد جنگ تحميلي است كه گفته شد ايشان در جايي گفته اند ، دستور دفاع را بايد شخص امام زمان (عج) صادر كنند ، منتسبين به انجمن حجتيه ضمن رد اين مطلب به بيانيه هاي انجمن در همراهي با جنگ اشاره مي كنند و در اين مورد مي بايست مدارك موجود ارائه مي شد.

مورد سوم هم بحث جشن هاي نيمه شعبان 57 است كه برخي منتسبين انجمن حجتيه خود را مخاطب سخنان امام (ره) نمي دانند و با اشاره به اسناد ساواك اين موضوع را رد مي كنند لذا مي بايست مدارك موجود جهت تنوير افكار عمومي به صورت روشن ارائه مي شد.

علي اي حال پرداختن به اين گونه موضوعات كه بسيار مهم و لازم هستند ، نيازمند دقت و رعايت ظرائف فراواني است تا هم حق مطلب ادا شود و هم اين كه عده اي نتوانند اصل موضوع را مخدوش كنند.

از نظرات ارزشمند شما استقبال مي كنم.

التماس دعا

اسلام حداقلي – اسلام حداكثري (مقدمه پرونده)

به نام خدا

به اعتراف تاريخ بعد از رحلت پيامبر (ص) اختلافاتي در بين مسلمانان ايجاد شد و همه ي فرق اسلامي اصل اين اختلافات را قبول دارند. موضوعي كه من در اين پرونده مي خواهم بررسي كنم بيش تر چرايي اين اختلاف است و ديگر اين كه نسبت اين اختلافات با اختلافاتي كه هم اكنون در جامعه ما وجود دارد چيست ؟ و البته چگونگي اين اختلافات در شرايط فعلي ؟

ضمنا به هيچ عنوان قصد ندارم با نوشتن اين مطالب خط تفرقه را دنبال كنم اما به نظرم نياز است كه براي رسيدن به وحدت عوامل تفرقه انگيز را شناسايي كنيم.

چرا گاهي به اسلام پسوندهاي مختلفي اضافه مي شود : اسلام سلطنتي ، اسلام التقاطي ، اسلام سرمايه داري ، اسلام سوسياليستي ، اسلام آمريكايي و....

آيا اين اسلام هايي كه عنوان مي شود اصلا وجود دارند ؟ آيا اين ها در مقابل اسلام ناب اند ؟ و ...

اين ها سوالاتي هستند كه اگر توفيقي باشد در اين پرونده مي شود به آن ها پرداخت.

از نظرات سازنده شما استفاده خواهم كرد.

اللهم اجعلنا من انصارالمهدي (عج)

التماس دعا

ولایت پذیری از نگاه دکتر شریعتی


به نام خدا

اگر امامت نباشد ، اگر رهبری نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد ، چرخیدن بر گِرد خانۀ خدا با خانۀ بت مساوی است ... چنانکه حسین، همان که حج را نیمه تمام گذاشت، کسانی که در غیبت حسین، همچنان به طواف ادامه دادند مساوی هستند با کسانی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند.

 حسین یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است؛ حجّی که همۀ اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنّت، جهاد کردند.

این حج را می گذارد در وسط و شهادت را انتخاب می کند و به پایان نمی برد تا به همۀ حج گزاران تاریخ، نماز گزاران تاریخ، مؤمنانِ به سنّت ابراهیم بیاموزد که:

 اگر امامت نباشد ، اگر رهبری نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد ، چرخیدن بر گرد خانۀ خدا با خانۀ بت مساوی است...

 چنانکه حسین، همان که حج را نیمه تمام گذاشت، کسانی که در غیبت حسین، همچنان به طواف ادامه دادند مساوی هستند با کسانی که در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند.

 زیرا شهید که حاضر است در همۀ صحنه های حق و باطل، در همۀ جهادهای میان ظلم و عدل حاضر است، حضور دارد، می خواهد با حضور خویش این پیام را به همۀ انسانها بدهد که:

 وقتی در صحنه نیستی، هر کجا که می خواهی باش. وقتی که در صحنۀ حق و باطل نیستی، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل نیستی، هر کجا که می خواهی باش: چه به نماز ایستاده باشی، چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است.

شهادت، حضور در صحنۀ حق و باطل همیشۀ تاریخ است.

 و غیبت : آنهایی که حسین را تنها گذاشتند، همه با هم برابرند. هر سه تیپشان یکی هستند: چه آنهایی که حسین را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشند و مزدور او، و چه آنهایی که در هوای بهشت، به کنج خلوت عبادت خزیدند و با فراغت و امنیت، حسین را تنها گذاشتند و از دردسر حق و باطل کنار کشیدند و در گوشه محرابها و زاویۀ خانه ها به عبادت خدا پرداختند، و چه آنهایی که مرعوب زور شدند و خاموش ماندند.

زیرا در آنجا که حسین حضور دارد – و در هر قرنی و عصری حسین حضور دارد! – هر کس که در صحنه او نیست ، هر کجا که هست ، یکی است ، مؤمن و کافر ، جانی و زاهد ، یکی است.

 این است معنی این اصل تشیع، که قبول هر عملی، یعنی ارزش هر عملی، به "امامت" ، به "رهبری" و به "ولایت" بستگی دارد! و اگر او نباشد، همه چیز بی معنی است و می بینیم که هست .

منبع: دکتر علی شریعتی ، مجموعۀ آثار ، جلد ١٩ ، حسین وارث آدم ، صفحات ٢٠۴ و205

(این مطلب به نقل از وبلاگ زیر نوشته شده است ، امیدوارم استفاده کنید.)

www.saehat.mihanblog.com 



وقتی همه خوابیم !


به نام خدا

سلام 

اگه شما هم راجع به یکی از معضلات و تهاجمات فرهنگی بررسی و تحقیق کرده باشید . شاید این جمله در ذهن شما هم عبور کرده باشد که ((همه ی ما خوابیم ))

راستی فکر می کنید وقتی ما خوابیم دشمن هم ...

اگه توفیق باشه چند تا مطلب در همین مورد رو وبلاگ میذارم. اولی هم در رابطه با play boy خواهد بود . منتظر پیشنهادات و نظرات شما هستم .

 التماس دعا