بسم الله

 

شوق حرم


 

چند وقت است دلم مي گيرد

دلم از شوق حرم مي گيرد

 

مثل يك قرن شب تاريك است

دو سه روزي كه دلم مي گيرد

 

مثل اين است كه دارد كم كم

هستي ام بوي عدم مي گيرد

 

دسته سينه زني در دل من

نوحه مي خواند و دم مي گيرد

 

گريه ام يعني باران بهار

هم نمي گيرد و هم مي گيرد

 

بس كه دلتنگي من بسيار است

دلم از وسعت كم مي گيرد

 

لشكر عشق حرم را ، به خدا

به خود عشق قسم ، مي گيرد

 

 

* پي نوشت :

- شعر از مرحوم قيصر امين پور

- شايد با اين زمزمه ها دلتنگيمان بيش تر شود ، شايد راهي نور شويم ، شايد ....

- التماس دعا