دگرگونی ها و تحولات انجمن حجتیه قبل از انقلاب اسلامی
به نام خدا
انجمن حجتیه از بدو تاسیس با پذیرش تعهد عدم دخالت در سیاست ، به خاطر انجام فعالیتهای مذهبی خود تقیه کرد تا بتواند با بهائیت مبارزه نماید و در آن مدت همیشه تحت نظر و کنترل دستگاه های امنیتی رژیم قرار داشت.
از طرف دیگر انجمن حجتیه به مبارزه با معلولهای بهائیت مانند مسلمانانی که بهائی شده اند یا برخی از تفکرات بهائیان می پرداخت و کم تر به مبارزه با علت های اصلی یعنی استکبار جهانی ، صهیونیسم و دستگاه جبار پهلوی که خود حامی اصلی بهائیت در ایران بودند ، می پرداخت .
عوامل این چنینی می توانست زمینه های تحول و دگرگونی را در انجمن حجتیه ایجادکند.
به عقیده ی بعضی مانند حاج حیدر رحیم پور ، انجمن حجتیه در سیاست دخالت نمی کرد و به مبارزه با رژیم هم نمی پرداخت و از طرفی عده ای اندک و بدون تشکیلات هم نبودند تا رژیم بتواند آن ها را بترساند و یا از سر راه بردارد لذا روشهایی را برای استحاله از درون انجمن به کار گرفت .
مثلا سیاست تله در جلو و طعمه بر سر راه : رژیم توانست با نفوذ افرادی با تفکرات غلط در انجمن حجتیه به بعضی این گونه القا کند که با دست خالی که نمی توان با بهائیتی که از حمایت مادی و معنوی رژیم پهلوی برخوردار است مبارزه کرد ، لذا کم کم تفکرات سرمایه داری در برخی طیف های انجمن نفوذ و گسترش پیدا کرد و ماهیت بعضی افراد و برنامه ها را تغییر داد.
دومین ضربه را انجمن حجتیه از تعهد خود به عدم دخالت در سیاست خورد بویژه پس از آن که امام خمینی (ره) در سال 42 زندانی شدند و بسیاری از علما در برابر رژیم قد علم کردند و شرایط دگرگون شد . در این زمان بسیاری از نیروهای مذهبی از انجمن حجتیه جدا شدند و به صف انقلابیون پیوستند.
بر اثر این گونه ضربات که بر پیکره ی انجمن حجتیه وارد شد به عقیده حاج حیدر رحیم پور انجمن حجتیه ناخودآگاه به 4 گروه بی نام و نشان تقسیم شد :
1- گروهی که پس از سال 1342 با آغاز نهضت دینی ، انجمن حجتیه را ترک کرده و بیش ترشان به خط امام خمینی (ره) پیوستند.
2- گروهی که بر تعهد خود با رژیم مبنی بر عدم دخالت در سیاست پایبند ماندند .
3- کسانی که در سیاست تله در جلو و طعمه بر سر راه رژیم گیر افتادند و رویه ی سرمایه داری را در پیش گرفتند .
4- گروهی که خط و مشی مشخصی نداشتند.
اما فارغ از این دسته بندی ها که هیچ یک مطلق نیست می توان گفت انجمن حجتیه پس از سال 1342 در اثر اتفاقات و جریاناتی که پدید آمد کارکرد واقعی خود را از دست داد.
نفوذ تفکرات اشتباه ، تز جدایی سیاست از دین ، تفکرات سرمایه داری ، کنترل مخفی ساواک و نفوذ افرادی مثل افتخاری باعث شد تا عده ای با این تفکرات به کارشکنی علیه انقلاب بپردازند که بعضی این مرحله و طیف از انجمن حجتیه را (( انجمن حجتیه شماره 2 )) می نامند.
پس از 17 شهریور 57 و پیروزی انقلاب اسلامی تحولات دیگری نیز در انجمن حجتیه ایجاد شد که در مطلب بعدی به آن خواهم پرداخت.
به نام خدایی که در این نزدیکی است...