بسم الله


- ماشاالله عجب پسری ، عجب کاکل به سری ! چقدر با نمک و تپله ...

- عجب پسر ساکت و نجیبی ، واقعا مایه افتخاره .

- همین که کارنامه اش را می گیرد ، چشم ها فقط نمره ها را می بیند نه از تپل مپلی صحبتی است و نه از نجابت و سکوت.

- دیگر با آمدن رتبه ی کنکور خیالش از نمره ها راحت شده ، دوباره به او افتخار می کنند.

- اما چه فایده که هنوز یک ماهی نگذشت که با قبول شدن در یک دانشگاه بی نام و نشان انگشت نمای اطرافیان شد!

- شاگرد اولی دانشگاه مدتی گذشته ها را به فراموشی سپرد اما سه سال بیکاری کافی بود تا دوباره از چشم ها بیفتد.

- چند سال که می گذرد مدل ماشین ، مسکن و دکوراسیون منزلش ملاک برخورد با او می شود.

شاید این خلاصه ی رفتاری باشد که هر روز خواسته یا ناخواسته  با اطرافیانمان داریم . قضاوت هایی که هر روز مبنایش تغییر می کند ، انسان هایی که هر روز باید تغییر جهت بدهند و ارزش های وجودی انسان که به فراموشی  سپرده می شوند.

کاش باور کنیم که (( ان اکرمکم عندالله اتقیکم ))

و کاش به جای توجه به سوت و کف یا های و هوی اطرافیان ملاک عملمان رضای خدا باشد ، به سوی خدا باشد و برای خدا باشد.

خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود / به هر درش که بخوانند بی خبر نرود

دلا مباش چنین هرزه گرد و هر جایی / که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود


- این روزها که وبلاگ دیر به روز می شود از به روز نبودن نویسنده نیست ، گاهی باید صبر کرد و احتیاط ...

- گاهی وظیفه سکوت است اما نه به دلیل محافظه کاری !


التماس دعا