بسم الله

ایده‌ی خوبی برای نوشتن پیدا کرده بودم و خوب پردازش کرده بودم که چه بنویسم و چگونه بنویسم و حتی برای مزین کردن نوشته‌ام به آیه و حدیث هم برنامه داشتم.

ضمنا بنا را بر این گذاشته بودم تا در انتهای مطلب چند جمله طوفانی هم از آخرین کتابی که خوانده بودم، بیاورم.

در این میان یادم افتاد چند وقتی حرفی بر سر زبانم افتاده که چرا این قدر شعار می دهیم؟ چرا رسانه‌ها و تریبون‌ها تبدیل به تابلوی شعار شده؟ چرا به شعار اکتفا کرده و به شعار سرگرم شده‌ایم؟ چرا از ترس و تنبلی پرداختن به مسایل واقعی به شعار پناه برده‌ایم و؟؟؟

لذا به این نتیجه رسیدم که از خودم شروع کنم و شعار ندهم تا شاید سخنم در دیگران اثر داشته باشد.

ولی چه فایده، همین نوشته هم شد شعاری برای شعار ندادن!